سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
85
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
و غزل دوم اين بود : لمؤلفه يار سزهر قايدا بولسام بيت الاحزاندور منكا * عالم اول يوسف لقادين ايرو زندان دور منكا دشمن ايتور ميش مينك چون يولينكا اولماس سينك * دوستوم اول سوز بارى واللّه بهتاندور منكا شربت لعلينك عطا قيلغانداجان بيرسام نىتنك * اى طبيبم سنكا مشكل ايرسه آساندور منكا الغاج اطرافيم ملامت سنكى كونكلوم شاداولور * غمم چريكين دفع او چون اول يخشى قورو غاندورمنكا ايتلار ينك لا كاتبى بند نكنى قيلدينك همسغال * نعمتينك حقى بيكوم اول اوليغ احساندور منكا « 1 »
--> ( 1 ) - ترجمه اشعار اين غزل چنين است : هر كجا بىيار باشم بين الاحزان منست * اگر آن يوسف لقا نباشد عالم زندان منست دشمن مرا گمراه كرده است چون به تو راه ندارم * اى دوست باللّه اين حرفها به من بهتان است اگر شربت لعلت را بنوشم و جان دهم عجب نيست * اى طبيبم آنچه براى تو مشكل مىنمايد براى من آسان است اگر سنگ ملامت از هر طرف بر من ببارد * همان ( شربت ) براى دفع لشكر غم از من حمايت مىكند اين « كاتبى » بندهات را با سگان خويش همسگال كردى * به حق نعمت تو اى خداوند كه اين خود احسانى است براى من